
خبرگزاری آریا - وصیتنامه و شهادتنامه خواندنی شهید طهماسب شیخ حسنی به صورت موضوعی تدوین و در دسترس رهروان شهدا قرار گرفت
به گزارش خبرگزاری آریا از قزوین، وصیتنامه و شهادتنامه خواندنی شهید طهماسب شیخ حسنی به صورت موضوعی تدوین و در دسترس رهروان شهدا قرار گرفت که به شرح زیر است:
بخش اول: نیایش
اشعاری که شهید عزیز در وصیت نامه اش آورده است:
بارالها، لطیفا!
روی بنما و وجود خودم از یاد ببر.
خرمن سوختگان را همه گو باد ببر.
ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا،
گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر.
روز مرگم نفسی وعده دیدار بده،
وانگهام تا به لحدم فارغ و آزاد ببر.
برادران دلبندم! میبینید معبود مرا که:
این همه عکس می و نقش نگارین که نمود،
یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد.
هر دمش با من دلسوخته لطفی دگر است،
این گدا بین که چه شایسته انعام افتاد.
بارالها، جانآفرینا! اندکی با تو بگفتم غم دل، ترسیدم که دل آزرده شوی، ورنه سخن بسیار است.
بخش دوم: تأملی بر فلسفه خاک
آری، برادران! برای رسیدن به مقام والای عبودیت باید دیدهای بصیر و توانا داشت تا خاک را آنگونه که باید، دید. خاکی که هرکس را از خدایش جدا ساخت و در دام انداخت و با بندهای دنیوی در بندش کشید و به دنیا امیدش داد، او را به چنان عقوبتی دچار ساخت که هر لحظه فریاد برآورد که ای کاش! همیشه من خاک بودم.
آری! فریاد خاکپرستان تاریخ از این خاک بلند است و آتش عذاب و قهر الهی از این خاک بلند است. آتشی که تنها یاد آن، انسان را بارها میسوزاند و عذابی که فکر آن، روح انسان را میمیراند و قهری که ذلت آن، بارها انسان را ذوب میکند. از تمامی اینها باید به خداوند منان پناه برد و لگام زندگی را به او سپرد؛ چرا که تنها او زمامداری بس حکیم و فاضل است و هدایتگری بس عالم و توانا.
بخش سوم: خطاب به غافلان و رهگمکردگان
و اینک روی سخنم با آن غافلان و رهگمکردگان و خودباختگانی است که بزرگترین موهبت زندگی خویش، بلکه انسانهای بیشمار معاصر خویش ـ که همانا نعمت وجود مقدس راهبر راستین انقلاب شکوهمند اسلامی، امام خمینی (روحی له الفداه) است ـ را قدر نمیشناسند و با کفران این نعمت عظمی، مسببات قهر الهی را فراهم میسازند.
چرا که به تحقیق، انقلابی که این امام فرزانه در این زمان بنا نهاد، دنباله راستین همان انقلاب پیامبر عظیمالشأن اسلام، حضرت محمد مصطفی(ص) است. همچنان که ادامه این انقلاب نیز به تحقیق، انقلاب الهی و راستین ولی عصر، امام زمان(عج)خواهد بود.
بنابراین، ای گمراهان و غافلان! به خود آیید و از خواب غفلت بیدار شوید و همچون امت حزبالله با تمام قوای خود بر این حبلالمتین و ریسمان محکم الهی چنگ زنید تا با وحدت و یکپارچگی هرچه بیشتر و فزایندهتری و با هدایت خدادادی او، بر دشمنان اسلام و نفس خویش چیره شوید. باشد که ـ انشاءالله ـ زمینه ظهور امام زمان(عج) و انقلاب جهانی حضرتش مهیا گردد.
بخش چهارم: شاگردان مکتب امام
و باشد که آن امام عدالتگستر بر اساس رسالتی که بر عهده دارد، چنان پیروان و شاگردانی بپروراند که با معرفت دین و دانش راستین، اسرار مرموز خاک را بیابند و بر اعجازهایش واقف گردند و زندگی را بر محرومان شیرین کنند.
بیگمان شاگردانی استحقاق خدمتگزاری او را خواهند یافت که شاگردان ممتاز و برجسته امام امت، خمینی کبیر باشند؛ شاگردانی که درس خویش را با تمام وجود و با ایثار و عشق بیاموزند؛ شاگردانی که مدرسه را مدرسه عشق بدانند و تقوا را سرلوحه اعمال و وجودشان قرار دهند؛ شاگردانی که معلمان را همانند انبیای خدا ارج نهند و قدر بدانند؛ شاگردانی که نیت کنند و عزم نمایند تا آیندهای خداپسندانه بسازند و شاگردانی که پاسداران واقعی مدرسه و مکتب اسلام باشند.
و به تحقیق، چنین شاگردانی معلمانی میطلبند پیامبرگونه؛ معلمانی که مشقات زندگی را به جان بخرند و در جهت تحقق رسالت والای خویش جانفشانی و ایثار نمایند؛ معلمانی که نور جمالشان کلاس و مدرسه را منوّر سازد؛ معلمانی که علم را با اتصال به منبع علم خدا حاصل نمایند؛ معلمانی که پیشانیشان از شدت سجدههای روزانه و شبانه متورم باشد و معلمانی که معجونی از علم و حلم و ایمان و اخلاص و عمل باشند و خود از شاگردان واقعی امام و عاشقان دلسوخته خدا گردند.
آری! این چنین معلمان و شاگردانی بیشک لیاقت دیدار دوست و خدمتگزاری او را خواهند یافت و بیتردید سببی مؤثر بر تعجیل ظهور حضرتش خواهند بود.
بخش پنجم: پیامی به همسرم
و اما ای همسر من! تو نیز همچون دیگران بر این خاک تیره بنگر و در تیرگی خاک بیندیش و بدان که همه تیرگیها از همین خاک و همین دنیاست و بدان که رهایی از تیرگیهای دنیا همانا در تقواست و بدان که اساس تقوا بر پذیرفتن مسئولیتهاست و بدان که تا انسان خود را تا برابر خدا مسئول نداند، از تیرگی دلها کاسته نخواهد شد.
سفارشم اینک به تو بردباری و صبر و تحمل سختیها برای خداست. صبر بر ایمان و تقوا و سختیها همانا تنها راه رهایی است.
دیدید که زمان زندگی من بر این خاک، همچون گذر شهابی بر پهندشت آسمان آبی و همچون دمی بیش نپایید و یاد من نیز در خاطرهها همانگونه گذر خواهد کرد؛ چنان که یاد پیشینیان از خاطرهها گذر کرد. پس شما نیز ـ که همانند من و همانند پیشینیانید ـ از این تذکرات و ابتلائات الهی پند و عبرت گیرید و پیش از آن که مهلت خداوند اماندهنده به سر آید و مرگ شما را دریابد، خود را بیابید و از راه توبه به درگاه ملکوتیش باز آیید. باشد که توبه خالصانهتان موجب پذیرش حق تعالی و سبب بذل رحمات و عنایات بیش از پیش الهی گردد.
و اما ای پدرم و مادرم که مرا در آغوش گرم خویش پرورانیدید و وسایل کسب علم و عمل را برایم مهیا نمودید!
میدانم آن اندازه بر گردنم حق دارید که بیشک با هیچ زبانی و با هیچ بیانی، بزرگی و سنگینی آن را نمیتوان بیان نمود و حتی با کوه احد نیز نمیتوان مقایسهاش کرد.
خاضعانه از شما میخواهم نیکیها و بزرگواریهایتان را و همچنین بدیها و زشتیهای مرا به خاطر رضایت خدا ببخشید و حلال کنید.
همچنین از شما برادران و خواهرانم میخواهم که بیش از پیش در گفتارها و رفتارهایتان، بهخصوص در رابطه با جامعه و دیگران، مراقبت نمایید. چرا که پس از این، دیدگاه مردمان جامعه نسبت به شما به عنوان اعضای خانواده شهید، از مقولهای دیگر است و همینطور انتظارات جامعه از شما بر این اساس بیشتر و فزایندهتر است.
پس ـ به خاطر خدا ـ از تفاخر و توقعات پرهیز نمایید و نیز تلاش کنید آلام روحی خویش را در جامعه بروز ندهید که سبب شادمانی منافقان و ضد انقلاب خواهد بود. ـ انشاءالله ـ خداوند حلیم بر این مطلب به شما بردباری و صبر روزافزون عنایت فرماید.
بخش هشتم: پیام به امت مسلمان و شهیدپرور
ای امت مسلمان و شهیدپرور!
با نگرشی عمیق و ژرف بر خاک و عالم خاک، بر نعمتها و الطاف آفریدگار خاک نظر کنید و بر تجدید عزت و اعتبار و بازگشت آبروی از دسترفته امت مسلمان، به واسطه قدوم پُربارکت امام امت و تحقق انقلاب شکوهمند اسلامی ایران که در دهه مبارک فجر به وقوع پیوست و به ثمر رسید، خداوند منان را سپاس گویید.
بیندیشید که اگر این انقلاب نبود، تاکنون از اسلام هیچ نمانده بود. جنایات، اختناق، فساد و جهل و بیخبری زمان طاغوت را به یاد آورید و بیش از پیش در تبعیت از دین حق تلاش نمایید و با اتحاد و یکپارچگی، همگی بر این ریسمان محکم الهی (امام خمینی) چنگ زنید.
چنان جامعهای بسازید که در آن رابطه هرکس با دیگری همانند روابط جامعه بهشتیان باشد؛ جامعهای که هرکس واقعاً خود را در برابر خدا و خلق مسئول بداند و بیش از توقعاتی که از دیگران دارد، خود عمل نماید؛ جامعهای که در آن امر به معروف و نهی از منکر مورد پذیرش و خواست همگان باشد؛ جامعهای که در آن از شرک، نفاق، ظلم، تباهی، احتکار، گرانفروشی، ربا، رشوه، قتل، تجاوز، اعتیاد، بیحجابی و هزاران مفسده و فساد موجود و حاکم بر عوالم کفر، اثری نباشد و جامعهای بسازید که همگان در آن از اعمال خود و دیگران واقعاً احساس رضایت کنند و بر این احساس، رضایت خداوند را جلب نمایند.
بدیهی است که برای رسیدن به چنین جامعهای، علم و معرفت، ایمان و تقوا و خودسازی لازم است. چرا که تنها آن کس که خود را ساخت، خواهد توانست همچون پیامبران و امامان و اولیای خدا، جامعه را نیز بسازد.
و مسلّم است که برای ساختن جامعهای ایدهآل و مطلوب، علاوه بر خودسازی، در کنار آن، مقدمتاً ایجاد جامعهای با ظواهر کاملاً اسلامی لازم است. لازم و واجب است که در این مهم نهایت تلاش و پیگیری معمول گردد که امر به معروف و نهی از منکر بهترین وسیله رسیدن به این مقصود است و در کنار آن شدت و سختگیری قانونی و خداپسندانه با جدیت و قاطعیت تمام لازم است.
نباید گذاشت در جامعهای که اینک الهی شده است، مظاهر فساد موجود باشد. نباید گذاشت در جامعهای که هر روزش توأم با اهدای خونهای پاک شهیدان خداجو و گلگونکفن است، مغرضان و منافقان با تحریک و اغفال مشتی غافل و نادان، اسباب انحراف امت مسلمان را از مسیر حق فراهم آورند.
نباید گذاشت بیحجابی و بدحجابی مشتی مرد و زن خودباخته و ناآگاه، زمینهساز گسترش فساد در جامعه گردد.
ادارات را باید به سمت اصلاح هدایت کرد. تجار و کسبه را باید نسبت به مسئولیت خطیر و بزرگشان آگاهسازی نمود. مراکز و ارگانهای دولتی و نهادهای انقلابی ـ بهخصوص سپاه و بسیج ـ را باید نیروهای مؤمن و معتقد و دلسوز اشباع نمایند. دانشگاهها را باید جوانان معتقد و حزباللهی پر کنند. دولت خدمتگزار را ـ بهخصوص در شرایط زمان جنگ ـ باید با جان و مال یاری داد و توقعات اضافی و غیرضروری را تا حد امکان کاهش داد.
و اینک که خاک تیره، جسم مرا نیز چونان گذشتگان به کام خود خواست، مؤید همان فلسفه همیشگی خاک است که هیچ کس را بقایی نیست و دوران زندگی دنیوی همچون دمی گذراست. این دم گذرا بسیار گرانبهاست، حتی گرانبهاتر از الماس و طلا. پس این دم مغتنم و گذرا را باید به گوهر اعمال خداپسندانه بیاراست و اعمال خداپسندانه همانا جلب رضایت همیشگی خداست.
میدانم و میدانی، آنان که ماندهاند رسالتی زینبگونه بر عهده دارند. چرا که باید پیامرسانان راستین رفتگانشان باشند و از برجایماندگان خویش به شایستگی حراست و پاسداری نمایند.
آری! این زمان که به تنهایی عهدهدار تربیت و پرورش کودکانمان هستی، زینبگونه بر خداوند ربالعالمین توکل نما. او برترین و بهترین تربیتکنندگان است و غیر او مخواه که او به تنهایی همه را کفایت است.
هیچگاه غم دنیای دون مخور و پیوسته به عاقبت کار بیندیش. همواره از خداوند منان مدد بخواه و بر امدادهای کریمانهاش سپاسگزار باش و توفیق بخواه که بتوانی فرزندانی بپروری که خدا را بشناسند و بر دین خدا معرفت یابند و برای بندگی خدا و خدمتگزاری امام زمان(عج) و جامعه اسلامی آماده باشند. آماده باشند که برای تحقق آرمانهای والای اسلام ایثارگری و مجاهدت نمایند و برای پاسداری از ثمرههای حاصلشده از خونهای شهیدان اسلام جانفشانی کنند.
آری! کودکان امروز ـ که آیندهسازان فردای جامعه هستند ـ باید آمادگی ایجاد جامعهای را که لیاقت و شایستگی پذیرش و ظهور آقا امام زمان(عج) را داشته باشد، پیدا کنند. این آمادگی حاصل نمیگردد مگر این که مادران مسلمان امروز بر این مهم همت گمارند و با الگو قرار دادن برترین بانوی شایسته عالم خلقت، حضرت فاطمه(س)، و توسل به ایشان، طریق تربیت را بیابند. فاطمهای که حسینی پرورید که افتخار ممتاز انسانها و رادمردان تاریخ عوالم موجود گشت و الگوی همه حقجویان و خداپرستان در همه اعصار و قرون شد.
ـ انشاءالله ـ خداوند جل جلاله در این مسیر حامی و پشتیبانت باشد.
بخش ششم: سخنی با فرزندانم
و شما ای کودکان دلبندم، که امیدهای آینده اسلام هستید!
بدانید که دلکندن و گریز از این دنیای خاکی برای آن کس که گرفتارش شده باشد، نه تنها آسان نیست، بلکه بسی سخت و دشوار است. اما آنان که در این دام مخوف و هولانگیز نیفتاده باشند، آسان توانند خویشتن را نجات بخشند و از این مهلکه هراسآور جان سالم بهدر برند. چون که اعتیاد به دنیا، همانند اعتیاد به افیون و هزاران بار شدیدتر و نکبتبارتر از آن است.
پس بکوشید شما که هنوز آلوده و مبتلا به دنیا نشدهاید، معرفت نفس بیابید و با تقویت ایمان و اراده، کسب علم، عمل خداپسندانه و توکل بر خداوند ربالعالمین، زندگی و آخرت خود را بیمه نمایید.
کودکان عزیزتر از جانم! هرچند که شهادت و فقدان من سبب بروز پارهای مشکلات و آلام خواهد شد و رنج یتیمی و بیپدری از سنین طفولیت، شما را خواهد آزرد؛ اما ای جگرگوشههایم! آن زمان که شدت غمها و آلام به شما روی آورد و غمگینتان ساخت، برای تخفیف آن بیندیشید و به مصیبتها و رنجهایی که بر فرزندان امام حسین(ع) و شهدای والامقام کربلا رفت، نظر کنید. با یادآوری ظلمها و ستمگریهایی که بر آن گرانمایگان وارد شد، رنج خویش را ساده بگیرید و خداوند قادر متعال را شکرگزار باشید که پس از شهادت پدرتان، نه تنها شما را به اسارت نمیبرند و سیلی بر گوشتان نمینوازند و آن را مجروح نمیسازند، بلکه امت مسلمان و خداجوی ایران و جهان، با ارج نهادن و گرامی داشت شما ـ به عنوان اعضای خانواده شهید ـ سفارشات اسلام را در حق شما به خوبی ادا خواهند کرد و از شما به عنوان چشم و چراغ ملت مسلمان تجلیل خواهند نمود.
این نعمت و سعادتی بس عظیم است که باید آن را قدر بدانید و در قبال آن، در رابطه با جامعه اسلامی بیش از پیش احساس مسئولیت نمایید و بر این احساس هر روز بیش از پیش خود را مسلح و مجهز به سلاح ایمان و تقوا و علم و عمل و اخلاق حسنه کنید تا از این طریق بتوانید دین خود را به خدا و اسلام و جامعه ادا نمایید.
بخش هفتم: خطاب به پدر، مادر، برادران، خواهران و خویشاوندان
و اما ای پدر و مادر و ای برادران و خواهرانم و ای بستگان و خویشاوندانم!
شما نیز در این میان با شهادت من، مسئولیتتان افزون خواهد شد. شما نیز باید بیش از دیگران در حکایت خاک تعمق و تدبر نمایید و راه رستگاری و فلاح را مصمم و استوار و با علم و یقین بپیمایید.
ببینید مرا که تا چند پیش بر این خاک کنارتان بودم و امروز پیکره خاکیام در زیر همین خاک و زیر پای شماست. به فردایی بیندیشید که جسم شما نیز در کنار جسم من نهاده خواهد شد. پس برای خلاصی از این خاک، فکر سفر باشید و توشه کافی مهیا و ذخیره کنید.
اجتماعات مذهبی، بهخصوص نمازهای جمعه و جماعت، را باید با صفوف طویل و بههمفشرده برقرار داشت و باید با تعمق در آیات الهی قرآن و دستورات آن در کتاب آسمانی در رابطه با اطاعت از خدا و رسول و ولی امر، همواره گوش به فرمان رهبر بود و لحظهای او را تنها نگذاشت و یاران فداکارش را تقویت و اجابت نمود.
نیز باید این جبهههای مقدس و انسانساز را همواره تقویت نمود و به جای هر اسلحهای که از دست رزمندهای به زمین میافتد، چندین مجاهد دیگر، اسلحههای بیشتر و توفندهتری را علیه دشمنان به کار ببرند تا دفاع مقدس ما مستدام باشد و دوام یابد و به نابودی نهایی کفر و استکبار جهانی بینجامد.
و همه اینها را امت مسلمان و حزبالله باید با ایثار و صبر و توکل بر خداوند منان بر عهده بگیرد و به ثمر برساند و چه ثمره شیرین و خداپسندانهای در انتظار مجاهدان فی سبیلالله و ایثارگران خداجوست!
بخش نهم: پایاننامه زندگی دنیوی
این جانب طهماسب شیخ حسنی، فرزند الیاس، متولد سال 1335 هجری شمسی، ساکن آبیک، این پیامنامه، وصیتنامه و شهادتنامه را ـ که خلاصهای از آموختهها، اندوختهها و توصیههایم و نیز پایاننامه زندگی دنیویام میباشد ـ در کمال صحت و سلامت جسم و جان و عقل و روح و بر اساس وظیفه شرعی خویش و با اختیار و آزادی تمام در اردوگاه رزم و با برخورداری از جوّ روحانی و پر از معنویت جبهه، تنظیم نمودم و در 26 برگ و 52 صفحه نگاشتم.
از معلم و برادرم جناب حمیدرضا آیتی غفاری تمنا میکنم که ـ در صورت امکان ـ در مراسم ختمم آن را قرائت نماید تا ـ انشاءالله ـ تذکری باشد بر همگان که در روش زندگی خویش تعمق کنند و تا فرصت فراوان و امان دارند، در جهت ذخیره نمودن توشه و ابزار لازم و کافی، تلاش روزافزون نمایند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
طهماسب شیخ حسنی
تدوین : سیدفرهاد حسینی