روایتی تحلیلی از مسیر مدیریت شهری مشهد از 1380 تا 1404
مشهد؛ از ابرپروژه تا مسئله توسعه
سه شنبه 28 بهمن 1404 - 10:41:19 AM

خبرگزاری آریا -مشهد از ابتدای دهه 1380 وارد مرحلهای از توسعه شد که دیگر با پروژههای خرد و تصمیمهای مقطعی قابل اداره نبود. رشد شتابان جمعیت، افزایش سالانه میلیونها زائر، و فشار فزاینده بر زیرساختها، مدیریت شهری را ناگزیر کرد به سمت «ابرپروژهها» حرکت کند؛ پروژههایی پرهزینه، بلندمدت و چنددورهای که امروز، مرور آنها در واقع بازخوانی منطق تصمیمسازی شهری در یکی از پیچیدهترین کلانشهرهای کشور است.
به گزارش خبرگزاری آریا به قلم سید وحید موسوی ،در دهه 1380، مسئله اصلی شهر، کمبود زیرساخت بود. شوراهای وقت با درک ناتوانی شبکه معابر و حملونقل سنتی، مسیر زیرساختسازی را انتخاب کردند؛ مسیری که شاید در کوتاهمدت دستاورد ملموس نداشت، اما بنیان توسعه بعدی را گذاشت. آغاز عملیات اجرایی قطار شهری، توسعه شریانهای اصلی، کنارگذرها و تقاطعهای شریانی، نشانه عبور از مدیریت واکنشی به برنامهریزی بلندمدت بود.
دهه 1390 را میتوان دهه تثبیت رویکرد «توسعه سخت» دانست. بهرهبرداری از خط یک مترو، آغاز توسعه خطوط بعدی و گسترش تقاطعهای غیرهمسطح، مشهد را از یک شهر خودرومحور به شهری با نشانههای حملونقل عمومی انبوهبر منتقل کرد. با این حال، همزمان وابستگی مدیریت شهری به پروژههای بزرگ افزایش یافت؛ بهگونهای که موفقیت، بیشتر با تعداد افتتاحها سنجیده میشد تا با اثر اجتماعی پروژهها.
در دهه 1400، تمرکز بر تکمیل پروژههای نیمهتمام شدت گرفت. مدیریت شهری تلاش کرد انباشت طرحهای بزرگ را به نتیجه برساند و همزمان دامنه پروژهها را به حوزه خدمات شهری، فضای سبز و بازآفرینی گسترش دهد. اما این مرحله، بیش از هر زمان دیگری یک پرسش اساسی را برجسته کرد: آیا توسعه کالبدی، به بهبود عدالت فضایی، کاهش شکاف محلهای و افزایش کیفیت زندگی شهروندان منجر شده است؟
واقعیت این است که ابرپروژهها برای شهری با مختصات مشهد اجتنابناپذیر بودند، اما کافی نیستند. شکافهای شمال و جنوب، فشار بر بافتهای فرسوده، ناترازی میان زائر و مجاور و فرسایش سرمایه اجتماعی نشان میدهد توسعه بدون حکمرانی شهری کارآمد، به رضایت عمومی پایدار نمیرسد. امروز مشهد بیش از پروژه جدید، به بازتعریف اولویتها نیاز دارد؛ گذار از «شهرسازی پروژهمحور» به «مدیریت مسئلهمحور». آینده توسعه شهری مشهد، نه در کلنگزنیهای بیشتر، بلکه در تصمیمهای عمیقتر و عادلانهتر رقم خواهد خورد.
در شرایط کنونی، مشهد دیگر به صرف توسعه زیرساختی نیاز ندارد؛ بلکه به یکپارچگی عملکردی و مدیریت دادهمحور نیازمند است. بهرهبرداری از مترو و تقاطعهای غیرهمسطح باید با سیستمهای هوشمند کنترل ترافیک، پایش مصرف انرژی و مدیریت منابع شهری همراستا شود تا حداکثر کارایی حاصل شود. بدون این همافزایی، سرمایهگذاریهای سنگین عمرانی تنها بار مالی روی دوش شهر باقی میگذارد و اثر اجتماعی ملموس آن محدود میماند.
همزمان، عدالت فضایی و اجتماعی باید محور تصمیمسازی شورای هفتم باشد. توسعه شهری نباید محدود به مناطق مرکزی و پرتردد شود؛ بازآفرینی بافتهای فرسوده، ارتقای خدمات شهری در محلات کمبرخوردار و دسترسی متوازن به فضاهای سبز و حملونقل عمومی، نه تنها کیفیت زندگی شهروندان را افزایش میدهد، بلکه فشار بر مناطق مرکزی را کاهش میدهد و شهری مقاومتر و پایدارتر ایجاد میکند.
در نهایت، حکمرانی مشارکتی و شفافیت در تصمیمگیری عنصری کلیدی است. شورای آینده باید فراتر از مدیریت پروژه و افتتاح، شهروندان، نهادهای محلی و بخش خصوصی را در برنامهریزی مشارکت دهد. ایجاد سامانههای شفاف گزارشدهی، اولویتبندی پروژهها بر اساس شاخصهای واقعی اثرگذاری و بررسی مستمر نتایج، میتواند مشهد را از شهری صرفاً ساختهشده به شهری زیستپذیر، عادلانه و پایدار تبدیل کند و ابرپروژههای گذشته را به سرمایهای اجتماعی و اقتصادی تبدیل کند.