خبرگزاري آريا - چهار شب نخست جشنواره فيلم فجر در مشهد نشان داد سينماي ايران، برخلاف همه ترديدها، هنوز زنده است و هنوز ميخواهد حرف بزند. تنوع موضوعي، جسارت در انتخاب سوژه و تلاش براي نزديک شدن به مسائل روز جامعه، در بسياري از فيلمها به چشم ميآيد.
چهار شب نخست جشنواره فيلم فجر نشان داد سينماي ايران، برخلاف همه ترديدها، هنوز زنده است و هنوز ميخواهد حرف بزند. تنوع موضوعي، جسارت در انتخاب سوژه و تلاش براي نزديک شدن به مسائل روز جامعه، در بسياري از فيلمها به چشم ميآيد. همين نشانهها کافي است تا بپذيريم جشنواره امسال، دستکم در نقطه شروع، بيحرف و خالي نيست.
اما درست از همين نقطه اميدبخش است که بايد مکث کرد و دقيقتر نگاه انداخت.
هشت فيلمي که در اين چهار شب ديدم — بيلبورد، اردوبهشت، تقاطع نهايي، غوطهور، جانشين، زندهشور و قمارباز — هرکدام حامل دغدغهاي جدياند، اما نسبت ميان ايده، فيلمنامه و اجرا همان جايي است که بسياري از آثار به چالش ميخورند.
سينماي اجتماعي؛ نيت درست، اجراي نابرابر
فيلمهايي مثل اردوبهشت و غوطهور با نيت مواجهه مستقيم با واقعيت اجتماعي ساخته شدهاند.
اردوبهشت با تکيه بر يک حادثه تلخ، تلاش ميکند روايتي بياغراق ارائه دهد و در لحظاتي هم موفق است، اما گاه بار پيام از جان روايت جلو ميزند.
غوطهور نيز با ايدهاي ملتهب آغاز ميشود، اما شخصيتها آنقدر عمق پيدا نميکنند که بحران، به تجربهاي ملموس براي مخاطب تبديل شود.
فيلمنامه؛ حلقه مفقوده تکرارشونده
در بيلبورد و تقاطع نهايي مشکل اصلي نه ايده است و نه بازيگران؛ بلکه فيلمنامهاي است که در نقطه تصميمگيري، محافظهکار ميشود.
بيلبورد موضوع جذاب دوگانگي چهره عمومي و زندگي شخصي را مطرح ميکند، اما جسارت ورود به لايههاي پيچيدهتر را ندارد.
تقاطع نهايي با وعده تعليق شروع ميشود، اما روايت در نيمه راه افت ميکند و انرژي اوليه را از دست ميدهد.
سينماي ارزشمحور؛ محترم اما محتاط
جانشين نمونهاي از سينماي ارزشمحور است که با احترام به سوژه پيش ميرود. اين احترام قابل تقدير است، اما گاه باعث ميشود فيلم از ريسکهاي سينمايي فاصله بگيرد.
در همين فضا، زندهشور ميخواهد مرز ميان قانون و اخلاق را بررسي کند، اما پراکندگي روايت اجازه تمرکز کامل را به فيلم نميدهد.
تجربهگرايي؛ قدم رو به جلو، نيمهتمام
قمارباز نشان ميدهد سينماي ايران بهدنبال روايتهاي معاصرتر است؛ نگاهي به جنگ و تقابل در شکلهاي جديد. فيلم جسور است و ايدهمند، اما اجرا هنوز به پختگي لازم نرسيده و فاصله ايده و تصوير محسوس است.
سکانس مياني و پايان بندي
چهار شب اول جشنواره فيلم فجر تصوير سينمايي را نشان ميدهد که دغدغه دارد، نيت دارد و مسير را ميشناسد، اما در اجرا هنوز به انسجام و جسارت بيشتري نياز دارد.
اگر فيلمنامهها دقيقتر و روايتها بيمحاباتر شوند، همين ايدههاي موجود ميتوانند به فيلمهايي ماندگار تبديل شوند.
جشنواره امسال نه مأيوسکننده است و نه قانعکننده؛
بيشتر شبيه يک «وضعيت مياني» است که آينده آن، به جسارت فيلمسازان در ادامه راه بستگي دارد.